Last Update: Thursday January 05, 2012

  بازگشت به صفحه ی سیاست  |    بازگشت به صفحه ی اصلی   

 

سیاست

 

انتخابات جنگی - احمد رافت

ماجراجوئی های جمهوری اسلامی در آب های خلیج فارس و تهدید های مقامات دولتی و نظامی مبنی بر بستن تنگه هرمز و جلوگیری از تردد نفتکش هائی که از بنادر عربستان، امارات و کویت قصد سفر به کشورهای آسیا، اروپا و آفریقا را دارند،  به خبر اول رسانه های پنج قاره تبدیل شده است. بار دیگر شبه جنگ بر ایران و منطقه سایه انداخته است.  از سخنان دولتمردان و سرداران جمهوری اسلامی این چنین بر می آید که قصد دارند انتخابات دوره نهم مجلس را در جوی جنگی برقرار کنند و از فضای پر التهاب برای کشاندن مردم به پای صندوق های رای استفاده کنند.  انتخابات دوره نهم به دلائل بیشماری ، اگر در شرایطی عادی برگزار شود، شکستی سخت برای نظام خواهد بود. اگر با تهدید و  هر کلک دیگری مردم را وادار سازند در این انتخابات بصورت گسترده شرکت کنند، بازهم افکار عمومی داخل و خارج آماری که حکومت در این رابطه منتشر سازد را نخواهند پذیرفت و بر صحت و درستی آن شک خواهد کرد. افزایش شکاف درون حکومت و رو در رو قرار گرفتن هواداران ولایت و پشتیبانان دولت هم خطر دیگری است که بقای  نظام را تهدید می کند. اختلافاتی که تنها در جوی جنگ زده  می توان آنها را بطور موقت به کنار گذاشت.  نظام در کلیت خویش برای ادامه حیات محتاج به جوی  جنگی و فضائی ملتهب است.

البته جنگ در هزاره سوم تعاریف دیگری  بغیر از اشکال کلاسیک  نیز دارد و بر مبنای برخی از این تعاریف جنگ غرب و متحدینش علیه جمهوری اسلامی ایران مدت ها پیش آغاز شده است، اگرچه هنوز درگیری رو در رو و مستقیم نیست.  قتل سرداران سپاه و دانشمندان هسته ای و ربودن برخی از آنها، انفجار در پایگاه های نظامی و تاسیسات نفتی، خرابکاری در سیستم های ارتباطی و رایانه ای  و حضور نظامی در مرزهای ایران، از جمله عملیات تهاجمی آمریکا، اسرائیل و  متحدین شان علیه جمهوری اسلامی ایران است.  حمله نظامی مستقیم به ایران  بدون شک عواقبی ناخوشایند برای  غرب و بهائی گزاف برای ایران را بدنبال خواهد داشت. تجربه نشان داده است که اگر ماجراجوئی های ایران از خط قرمز های بین المللی عبور کند، با وجود آگاهی به عواقب حمله نظامی به جمهوری اسلامی، بسیاری این چنین اقدامی را  در دستور کار قرار خواهند داد.

با توجه به جنگ های منطقه در سالهای اخیر می توان چند سناریو را پیش بینی کرد، هرچند که کلیه این الگوها در شرایط کنونی می توانند سقوط حکومت را بدنبال نداشته باشند.

جنگ عراق

حمله نظامی برای انهدام قدرت نظامی کشور و ساقط ساختن رژیم. تحلیلگران نظام تجربه حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ و ساقط ساختن حکومت بعث را سالهاست بررسی می کنند و به این نتیجه رسیده اند که سیاست دفاعی  اشتباه نظامیان صدام حسین دلیل اصلی پیروزی نیروهای امریکائی - بریتانیائی در جنگ بوده است. حکومت صدام حسین به اتخاذ مواضع تدافعی در داخل خاک خویش  در مقابل ارتش مهاجم  بسنده کرده و هیچگونه تلاشی برای گسترش جنگ به خارج از مرزهایش  انجام ندادند.  جمهوری اسلامی  از سالها پیش در صدد ایجاد شرایطی مناسب برای گسترش جنگ به خارج از مرزهایش بوده است. در صورت حمله نظامی به خاک ایران، جمهوری اسلامی تنها در داخل مرزهای کشور به مصاف نیروهای مهاجم نخواهد رفت و دامنه جنگ را به عراق، افغانستان، غزه، لبنان و حتی کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس، آفریقا و برخی از کشورهای آفریقا و آمریکای لاتین نیز خواهد کشاند.  در صورتی که جمهوری اسلامی بتواند مرزهای درگیری را گسترش دهد، هزینه مالی و انسانی برای کشورهائي که در این جنگ شرکت خواهند کرد بطور قابل ملاحظه ای بالا خواهد رفت.

جنگ های افغانستان و لیبی

اگرچه فاصله بین این دو جنگ ۱۰ سال است ولی دارای  نقاط مشترکی هستند.  در هر دو کشور عملیات نظامی کشورهای خارجی برای حمایت  و تقویت نیروهای مسلح داخلی که با حکومت حاکم درگیر بودند صورت گرفت.  در ایران در حال حاضر نه نیروی مسلحی وجود دارد  و نه علاقه ای در بین مردم و گروههای اپوزیسیون برای مبارزه مسلحانه به چشم می خورد.  این الگو قبل از هرچیز محتاج نیروهای مسلح منسجمی است که بتوانند مناطقی را از کنترل دولت خارج  ساخته و از نظر نظامی و مدنی اداره کنند. روندی که با توجه به شرایط کنونی کشور محتاج برنامه ریزی  طولانی و ایجاد هسته های مسلح در مناطق مرزی و در درون نیرهای نظامی جمهوری اسلامی است.

جنگ صربستان

حمله هوائی برنامه ریزی شده  جهت از بین بردن  اقتدار رژیم حاکم و تقویت اپوزیسیون منسجم برای بدست گرفتن قدرت با استفاده از قانون، توانست رژیم حاکم در صربستان را مجبور به انتقال قدرت به مخالفانش کند.  بمباران منظم و برنامه ریزی شده بلگراد و حومه آن در سال ۱۹۹۹ میلادی،  در فاصله یکسال به سقوط حکومت اسلوبودان میلوسویچ انجامید.  همزمان احزاب اپوزیسیون که در گفتگوهای طولانی به  توافق هائی دست یافته بودند، توانستند  اداره کشور را بدست گیرند و در مدتی بسیار کوتاه اولین انتخابات آزاد را برگذار کنند.  برخلاف صربستان، در ایران رژیم حاکم امکان هرگونه فعالیتی، حتی غیرقانونی را نیز از نیروهای اپوزیسیون گرفته است. حتی اپوزیسیون  ملتزم به نظام کنونی نیز امروز از این چنین امکان و قدرتی برخوردار نیست. تا زمانی که اپوزیسیون ایران، چه در داخل و چه خارج، از خود این چنین قابلیتی را نشان ندهد، این گزینه نیز قابل اجرا نخواهد بود.

 

 
 
مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید.