Last Update: Sunday December 11, 2011

  بازگشت به صفحه ی سیاست  |    بازگشت به صفحه ی اصلی   

 

سیاست

 

نقدی بر اظهارات آیت الله جوادی آملی - ابراهیم آبی

بخشهایی از سخنان *آیت الله جوادی آملی*,مرجع تقلید شیعیان,در باب حقوق بشر و برای روز اختتامیه همایش علامه طباطبایی در روز پنجشنبه گذشته :

"…قوانین بین الملل حقوق بشری,مبنای علمی ندارند و برای همین نمیتواند بین ولنگاری و حریت انسانها,فرقی قایل گردد…… آنها دستشان از منابع علمی خالی است و برای همین هم نگارش حقوقی را بر مبنای انسانی انجام میدهند نه برمبنای وحی الهی و همین موضوع استکه باعث میشود تا آنها هرچه را که به سود خودشان است را عدل و هرچه را که به زیان آنها باشد,ظلم و بی عدالتی تلقی مینمایند……مصوبات مجلس شورای اسلامی ما بر مبنای قانون اساسی کشور است و این قانون را نیز با دشواری فراوان و با حظور 70 نفر که حد اقل,40 نفر آنها از مجتهدین مسلم بودند,نوشته شده است و مبنای این قانون اساسی ما هم کتاب و سنت میباشد……قرار دادن عقل در برابر وحی اشتباه است چراکه عقل قدرت قانونگذاری ندارد و در هیچ امری نمیتواند نقش ولایت را داشته باشد.عقل تنها چراغ راه است و خود راه نیست.عقل تنها میتواند قوانین وضع شده توسط وحی را شناسایی نماید ولی نمیتواند در وضع آن دخالت نماید….."

 

خدمت آیت الله جوادی آملی,مرجع تقلیذ شیعیان                                  سلام علیک.

احتراما عارض هستم که اولا:اگر به نظر حضرت عالی,عدم سنگسار کردن یک زن و اعدام یک همجنسگرا و نیز داشتن حقوق اجتماعی برابر برای تمام اکثریت و اقلیت شهروندان یک جامعه و ممنوعیت تبعیض های نژادی و مذهبی و جنسیتی و امثال آن یک ولنگاری محسوب میگردد پس میتوان از شما پرسش نمود که برای اعمال حکومت کریمه اسلامی ایران در زمینه هایی که موارد فوق الذکر را رعایت نمی فرمایند,از چه واژهایی میتوان استفاده صحیح نمود؟

ثانیا.اگر حضرت عالی خود را مرجع تقلید شیعیان خطاب میفرمائید پس بایستی به تمام علوم روانشناسی و اجتماعی عصر خود نیز آگاهی کامل داشته باشید و قاعدتا بایستی بدانید که انسانی که در عصر حاظر زندگی مینماید,هرگز قابل قیاس با انسان عصر 1400 سال پیش نخواهد بود و واضحا احتیاجات روحی و روانی متفاوت تری نیز خواهد داشت.آیا به نظر شما,پیامبر در دوران زندگی کوتاهشان,قادر بوده تا با تمامی مسایل و مشکلات ریز و درشت بشری مواجه گردد و بر اساس آنها احکامی را صادر نماید؟و آیا اگر با مشکل مشابه ای هم مواجه گردیده و حکمی را نیز صادر نموده اند,این حکم میتواند تا ابدیت و بدون توجه به شرایط زمانی و مکانی همه اقشار بشری,همچنان صحیح و بدون ضعف و نقص هایی باشد؟

ثالثا.طبق اظهارات شما,در فرهنگ قرآنی,یک فردی که برای بیگانگان خدمت نموده و به حکومت اسلامی خسارت وارد مینماید,یک مریض است.آیا این حکم شما برای یک ایرانی که در کشورهای عربی و اسلامی حظور داشته و در حال انتقال اطلاعات مهم و حیاتی برای دولت ایران میباشد و قاعدتا این اطلاعات میتواند برای حکومتهای این ممالک اسلامی نیز مضر تلقی گردد هم صدق خواهد نمود و یا خیر؟و شاید طبق عقاید حضرت عالی,واژه حکومت اسلامی تنها مختص به کشور ایران است و لاغیر.

رابعا.ای کاش حضرت عالی در مورد تحولاتی که قرنها پیش در دنیای انسانها به وقوع پیوسته,کمی آگاهی کسب مینمودید و این اتفاق بسیار ساده,چیزی است موسوم به *سکولاریزم* که بر اساس آن,مقامات ارشد حکومتی و قانونگذار برای وضع قوانین جامعه خود بایستی تنها و تنها به اصول عقلانی و منطق توجه نمایند و به هیچ عنوان مجاز به دخیل دادن اصول مذهبی و متافیزیکی به هنگام اقدامات قانونگذاری نخواهند بود.البته امیدوار هستم که شما اشتباها تصور نفرمائید که این فلسفه قصد حذف دین و مفاهیم مذهبی را در جامعه دارد,بلکه خدمت تان عرض نمایم که هدف این فلسفه تنها این است که به تمامی قانونگذاران اجتماعی تذکر بدهد که شاید قوانین و اصول دینی بتواند برای آخرت انسانها بسیار مفید واقع گردد اما این دلیلی نخواهد بود بر این اصل که این قوانین میتواند جوابگوی احتیاجات و نیازهای امنیتی و رفاهی انسان در دنیای فعلی هم باشد و ما با بسیاری از این موارد در تمامی ادیان معروف همچون مسیحیت,یهودیت و اسلام آگاهی داریم.

خامثا.طبق اظهارات شما,وحی بر عقل ارجحیت دارد و عقل قادر به قانونگذاری نیست.آیا در کتاب وحی شما,*عمر دقیق حیات در کره زمین* از حضرت آدم تا به امروز,درست و دقیق اعلام شده است؟این عدد بر اساس تحقیقات علمی و عقلی بالای میلیونها سال تخمین زده شده ولی بر اساس کتاب تورات و قاعدتا قرآن,که ادامه آن میباشد,این رقم تنها به 5000 و یا 6000 سال قناعت نموده است.آیا در کتاب وحی شما,از موجودات اولیه ای که بر اساس تحقیقات عقلی و برسیهای  بیولوژیکی موسوم به دایناسورها هستند و بعدها طی تکامل به شکل امروزی مبدل گردیده اند صحبتی به میان آمده است؟و حال آنکه بر طبق کتاب تورات و قرآن, همه موجودات اولیه کره زمین به همین اشکالی که در حال حاظر شاهدشان هستیم خلق گردیده اند و هیچ پدیده تکاملی در روی موجودات زمین رخ نداده است.همچنین بر اساس کتاب وحی,آدم از ترکیب آب و گل پدیده آمده است و آیا شما معتقد هستید که علم بیولوژی میتواند چنین باور ساده و کودکانه ای را مورد انتقاد قرار ندهد و تحقیقات خود را در زمینه خلقت آدمی,کم ارزش تر از مطالب وحی تلقی نماید؟

از این موارد در کتابهای وحی همه ادیان,موارد فراوانی را میتوان یافت و آیا بازهم شما معتقد هستید که وحی بر عقل برتری دارد و تمامی قوانین وضع شده توسط وحی را بایستی بدون انتقادات عقلی و به شکل دربست قبول نمائیم؟

 

مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید.