Last Update: Wednesday January 04, 2012

  بازگشت به صفحه ی نگاه  |    بازگشت به صفحه ی اصلی   

 

نگاه

 

کتاب : تغییر جنسیت از منظر فقه و حقوق - ابراهیم آبی

کتاب تغییر جنسیت از منظر فقه و حقوق به قلم آقای دکتر *محمد مهدی کریمی نیا*، جامع ترین کتاب فارسی در زمینه تغییر جنسیت است و میتواند به عنوان یک مرجع در بسیاری از جوامع مذهبی با گرایش اسلامی همانند عراق، بحرین، لبنان، پاکستان و کویت مورد توجه قرار گیرد. اما بایستی توجه داشت که این عمل برای جوامع اسلامی اهل سنت قابل قبول نبوده و آنرا دست بردن در کار خلقت خداوندی و اقدامی حرام محسوب می نمایند.

خود نویسنده در مقدمه این کتاب چنین اظهار نموده است که : … به عقیده من، اجازه تغییر جنسیت برای افراد ترانس سکچوال یک حق طبیعی برای آنها است و تمام تلاش من این خواهد بود تا مردم را با چنین افرادی بیشتر آشنا نماییم و بدین ترتیب هرگونه ننگ و اتهامی را از آنها مبرا نماییم.

و اما خلاصه ای تیتر وار از برخی بخشهای این کتاب :

1.ما شاهد کودکاني هستيم که هيچ گاه مطابق با جنسيت شان رفتار نمي کنند، چرا که آنها خود را متعلق به جنسيت معرفي شده خود نمي دانند؛ يعني افرادي که از جنسيت فيزيولوژيکي خود ناراضي بوده و هيچ گاه در صدد پذيرش اين جنسيت و رفتار طبق آن بر نمي آيند و در اين حالت ما با نام «ناراضيان جنسي» يا «ترانس سکشوال» مواجه هستيم؛ افرادي که از نظر فيزيکي هيچ گونه اختلال جنسيتي ندارند، اما از نظر هويتي و رواني، حاضر به پذيرش جنسيت خود نيستند. اما آنچه که اهمیت دارد این است که هر فردی لازم است تا وظایف دینی خود را بر اساس جنسیتی صحیح به انجام برساند و چنانچه بدون تغییر جنسیت هم قادر به انجام چنین کاری باشد، هیچ اجباری برای تغییر دادن جنسیت وی متوجه او نخواهد بود.

2.در بيشتر موارد، تغيير جنسيت به عقيم شدن شخص منجر مي شود که ترديدي وجود ندارد که از نظر فقيهان اسلامي اين کار حرام است، ولي آيا اضرار به خويشتن به صورت مطلق و براي هميشه حرام است؟ به نظر مي رسد: هرگاه راه درمان يا جلوگيري و پيش گيري از ضرر بزرگ تر، به تحمل ضرر کوچک تر وابسته باشد، در اين حالت، مجوزي براي ضرر کوچک تر وجود دارد. نتيجه اين که تغيير جنسيت افراد سالم به دليل منجر شدن به عقيم سازي چنان چه ضرورت مهم تري براي آن وجود نداشته باشد، حرام است.

3.از ارکان مسلم ازدواج، وجود زن و مرد به عنوان «زوجين» است و هرگاه اين امر به هر دليل از جمله تغيير جنسيت مخدوش گردد، ازدواج باطل است. بنابر این پس از ازدواج، اگر یکی از طرفین با تغییر جنسیت خود، به جنسیت جدیدی دست پیدا نماید در هر حال، ازدواج گذشته باطل و يا منحل است.

4.*نفقه* از آثار عقد دائم است که هرگاه تغير جنسيت روي دهد، طبيعي است که ازدواج دائم منحل شده و بنابر اين، آثار ازدواج از جمله «وجوب پرداخت نفقه» نيز از بين خواهد رفت؛ ولي هرگاه در تغيير جنسيت موضوع ازدواج از بين نرفته، بلکه ازدواج سابق هم چنان باقي باشد، دراين حالت وجوب پرداخت نفقه از طرف پدر خانواده برای اولاد و والده نيز علارغم تبدیل شدن پدر به جنسیت زنانه,استمرار خواهد داشت. همچنین در مورد *مهریه* نیز، لزوم پرداخت کل مهريه در صورت نزديکي و لزوم پرداخت نصف مهريه، در صورت عدم نزديکي، متقن تر و موافق نظر مشهور فقيهان اسلامي و وروايات کثيره است.

5.بعد از انجام تغییر جنسیت، عناوین مونث و مذکر به یکدیگر مبدل خواهد گردید و لذا برادر و یا دایی و عمو، به عناوین فامیلی جدیدی تغییر شکل خواهند یافت اما این امر در مورد پدر و یا مادری که با تغییر جنسیت به هویت جدیدتری دست یافته است صدق نخواهد کرد و به عبارتی، مادر بعد از این اتفاق هرگز پدر به شمار نخواهد آمد و تغییری نیز در عنوان خانوادگی فرزندان رخ نخواهد داد. همچنین پدر همچنان ولایت فرزندان را برعهده خواهد داشت و این ولایت و خضانت فرزندان، علي رغم رسیدن پدر به جنسیت جدید زنانه همچنان استوار خواهد بود.

 

اولا.آنچه که از مطالعه این کتاب بدست می آید در مرتبه اول این است که در نظر علما و مراجع ارشد اسلامی شیعه، مهم این است که فرد بتواند وظایف دینی خود را متناسب با جنسیت واقعی خود به انجام برساند و لذا، اگر فردی بتواند بدون آشکار نمودن جنسیت واقعی خود به انجام چنین وظایفی مبادرت نماید هیچ نیازی نیز برای انجام تغییر جنسیت وجود نخواهد داشت. اما سوال این است که در صورت اخیر آیا این فرد هرگز خواهد توانست با خیالی آسوده و بی دغدغه در خیابانها و انظار عمومی ظاهر گردد و یا حتی برای داشتن شغلی جهت امرار معاش و استقلال مالی خود اقدام نماید؟ آیا این فرد در صورت انجام صحیح وظایف دینی و عدم نیاز به تغییر جنسیت، برای تشکیل خانواده و اقدام به ازدواج، چگونه رفتاری را می تواند دنبال نماید و کدام مرکزی حاظر به نوشتن سند ازدواجی خواهد بود که در آن یکی از طرفین ازدواج بدلیل عدم انجام تغییر جنسیت، دارای جنسیتی مناسب برای شخصیت مقابل خود نیست؟

ثانیا.در کشورهای اروپایی یک فرد ترانس سکچوال آنقدر آزادی دارد که با تغییر در نوع آرایش سر و صورت و نوع لباس پوشیدنی خود به داشتن جنسیت مورد علاقه اش دست پیدا نماید و لذا در این جوامع نیاز کمتری برای انجام تغییر جنسیت دیده می شود.

همچنین در این جوامع اروپایی یک فرد ترانس سکچوال در صورت تغییر در نوع آرایش سر و صورت و نیز تغییر در نوع لباس پوشیدن خود، از اینکه توسط دیگران یک فرد *همجنس باز* تلقی و این امر سبب بروز مشکلات حقوقی و انتظامی و یا خانوادگی متعددی گردد، هرگز واهمه ای نداشته و برای همین نیز تمایل کمتری برای انجام عمل تغییر جنسیت از خود نشان خواهد داد.

 آمارها نشان می دهد که ایران، بعد از کشور تایلند و از نظر میزان اقدام به تغییر جنسیت، در مقام دوم قرار گرفته است و این بالا بودن میزان تغییر جنسیت در کشور ایران نشان دهنده عدم وجود موارد فوق یعنی آزادی در نوع پوشش و آرایش شخصی، امنیت حضور اجتماعی و نیز محدودیتهای حقوقی و قانونی خاص برای افراد ترانس سکچوال و همجنسگرا می باشد.

ثالثا.مراجع اسلامی اهل سنت به چه مدارک و استدلالهایی نیازمند هستند تا دقیقا قبول نمایند که یک پدیده خدادادی و طبیعی و توسط دستان غیر بشری حاصل گردیده است؟ چراکه مراجع اسلامی اهل سنت معتقد هستند که دست بردن به خلقت و کارهای خداوندی، غیر مجاز و عملی حرام محسوب خواهد گردید و لذا بایستی به پدیده های ساخته شده توسط دست خداوندی، احترام قایل گردیم و به همین دلیل، هرگونه اقدام برای تغییر جنسیت دادن یک فرد را غیر مجاز و حرام و دست بردن در کار خلقت خداوندی محسوب مینمایند.

در حال حاضر منابع علمی موثقی به طبیعی و خدادادی بودن هویت همجنسگرایانه آدمی مهر تایید زده اند پس چرا مراجع اسلامی اهل سنت هنوز در رد آن تاکید می نمایند و هرگونه برخورد با آن را نیز نوعی دست بردن در کارهای خداوندی و طبعا عملی حرام بشمار نمی آورند؟

رابعا.آقای دکتر *کریمی نیا* بر چه آیات و روایات و احادیثی دسترسی داشته است و چه گونه تعبیر و تفسیری از خود و نسبت به آنها بروز داده است که سبب گردیده تا وی افراد ترانس سکچوال و عمل تغییر جنسیت را کاملا طبیعی و حق مسلم این افراد محسوب نماید؟ و آیا مراجع اسلامی اهل سنت به چنین آیات و احادیثی دسترس ندارند و یا اگر هم در دسترس آنها قرار گرفته است، پس نوع برداشت و تفسیر آنها چرا تفاوتی این چنین عمیق با تفاسیر مراجع اسلامی شیعه از خود نشان میدهد. تفاسیری که سبب شده تا برخی از این مراجع، عمل تغییر جنسیت را حق مسلم فرد و عملی طبیعی محسوب نماید و سایر مراجع آنرا غیر شرعی و حرام بشمارند؟

در قسمتی از این کتاب، وی اشاره کرده است که *چنانچه پذیرش ضرری کوچکتر از بروز ضرری بزرگتر ممانعت به عمل آورد پس صحیح تر آن است که آن ضرر کوچکتر را رفع ممنوعیت و عملی مجاز محسوب نماییم و از بروز ضرری بزرگتر جلوگیری بعمل آوریم. و حال سوال این است که به نظر آقای دکتر *کریمی نیا* ممنوعیت رفتار همجنسگرایانه سبب زیان بیشتری می گردد و یا منع و مجازات بروز آن در افراد فوق و یا یک جامعه؟

و کاش آقای *دکتر کریمی نیا* تحقیق مشابه ای را نیز در باب پدیده همجنسگرایی از منظر فقه و حقوق آغاز می نمود و شاید آنگاه امید بیشتری وجود داشت تا هرچه سریعتر جوامع اسلامی را نسبت به این موضوع قابل پذیرش تر و انعطاف پذیر تر می دیدیم.

و خامسا، مطالب مربوط به نفقه و مهریه و نیز عدم تغییر نام خانوادگی فرزندان حتی بعد از تغییر جنسیت پدر خانواده مواردی هستند که خود جای بحث و تبادل نظر حقوقی فراوانی خواهد داشت که از حوصله این متن طبعا خارج است.

 

مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید.