Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net

سال دوم | شماره ی موزدهم | ژوئن 2010 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا

   Share on Facebook

دگرباشان در ترکیه (قسمت اول)

گزارش ویژه ی ندا

فرخ

 

بخش هایی از این گزارش با همکاری سازمان "لامبدا استانبول" جمع آوری شده است. "ندا" مایل است در ابتدا از همکاری های این دوستان قدر دانی به عمل آورد.

 

کافه ی شوگر کلاب

خیابان "ایستیکلال" یکی از زیبا ترین نقاط استانبول است، بسته به روی ماشین ها و باز به روی انواع افرادی که در یک شهر توریستی می توان دید، جایی برای گذراندن یک بعد از ظهر رمانتیک، خرید از شیر مرغ تا جان آدمیزاد، مراجعه به اماکن فرهنگی و...

اما شمایی که این مطلب را می خوانید احتمالاً باید چیزی حدود یک کیلومتر پیاده روی کنید تا در گوشه ی کوچه ی باریکی چشمتان به یک پرچم رنگین کمان بیافتد. کوچه چنان باریک است که چهار نفر نمی توانند در کنار هم وارد آن شوند ولی با این وجود از ابتدا تا پایانش چندین کافه می بینید که رو به روی هر کدام چند میز و صندلی کوچک است. در میان راه کسی را می بینید که گیتار به دست در حال آواز خواندن است. البته صدایش را به لطف بلندگو ها از همان اول خیابان شنیده اید. دلتان می خواهد او را به گرمی ببوسید، نه به دلیل این که زیباست، چون در مدتی که در حال بوسیدن هستید ممکن است لحظه ای خفه شود تا صدا به صدا برسد و باور کنید که همه دعایتان خواهند کرد!

ته کوچه جایی است که به دنبالش می گشته اید، کافه ی "شوگر کلاب"، محلی برای جمع شدن دگرباشان. از آن جایی که من زور کافی برای باز کردن درب شیشه ای کشویی کافه را نداشتم، پسری از پشت بار به سوی من می آید و درب را باز می کند تا تحقیق ما درباره ی زندگی دگرباشان در کشور هم سایه ای که بیشترین تعداد پناه جویان دگرباش ایرانی را در خود دارد آغاز شود.

پسر زیبای 20 ساله ای که درب را به روی من باز کرده است می گوید که "چند ماه" است که به عنوان "کافی من" و "بارتندر" در این یکی از معروف ترین اماکن اجتماع دگرباشان استانبول کار می کند. ولی نمی داند که به فاصله ی ده دقیقه پیاده روی از محل کارش قدیمی ترین سازمان دگرباشان ترکیه قرار دارد. او که انگلیسی شکسته بسته ای حرف می زند نمی داند آمار تجاوز به دگرباشان در ترکیه سر به فلک می زند، نمی داند که در سال 2008 نخستین قتل ناموسی ثبت شده ی دگرباشان در ترکیه اتفاق افتاده، نمی داند چه دولتی بر سر کار است و موضع آن در مورد حقوق دگرباشان چیست، ولی برای گفتن این مطلب که تا آن زمان "چهار بار به اروپا" رفته است وقت را "تلف" نمی کند! و بعد از نیم ساعت من در کمال تعجب می بینم که در میان هفت نفری که در کافه هستند شش نفر تنها آدرس "کلوپ شبانه" دگرباشان که در آخر هفته باز است را می دانند و نه بیشتر!

آقای دوست داشتنی ای من را به طبقه ی بالا دعوت می کند. چون انگلیسی نمی داند مجبور می شوم از "اومیت" کافی من مذکور بپرسم که در طبقه ی بالا چه خبر است. بله! طبقه ی بالا دستشویی است! از لطف آقای دوست داشتنی تشکر می کنم، آب جو-ام را به سرعت تمام می کنم و بیرون می روم.

با وجود آزادی نسبی جامعه ی دگرباشان ترکیه و تکیه ی شدید آن به کمک های اروپایی، این جامعه در تامین مطلب و تحقیق به زبان انگلیسی به شکل باور نکردنی ای کم کار است. بجز اندکی اطلاعات بر روی چند سایت معروف عملاً اطلاعات زیادی در این زمینه وجود ندارد. این بدان معناست که عملاً جامعه ی دگرباشان ترکیه نسبت به آزادی ها و پتانسیل هایی که دارد جامعه ای ناشناخته است. اگرچه این حقیقت تلخیست، نکته ی تلخ تر و (به نظر من) نگران کننده تری نیز وجود دارد. کم بود اطلاعات درباره ی حال و گذشته ی دگرباشان ترکیه محدود به متون غیر ترکی نیست. در عین حال به نظر نمی رسد که مطالب تهیه شده نیز از سوی مخاطبان ترک مورد اقبال چندانی قرار بگیرند. خود دگرباشان ترک نیز اشرافی به تاریخ، شرایط سیاسی- اجتماعی و وقایع روزمره ی مربوط به خود ندارند. در قرن بیست و یکم که هر کس به کار خویش است و فقر اطلاعات عمومی بیداد می کند، شاید این مسئله از بدنه ی عمومی جامعه ی دگرباشان ترک قابل قبول باشد (که آن هم با توجه به این که این افراد اقلیتی در یک کشور در حال توصعه را تشکیل می دهند، خود خطرناک است.) ولی مشکل این جاست که بسیاری از فعالان حقوق بشر دگرباشان نیز اطلاعات چندانی از گذشته ی جنبش دگرباشان ترکیه ندارند.

 

مرد و دیگران!

در ترکیه و ممالک هم قطارش تا همین نیم قرن گذشته نیز چنین بود که جامعه عملا به دو دسته ی "مردان" و "دیگران" تقسیم می شود. "ایزک" های افغان، "غلام" های عرب، "پسیف" های ترک و "امرد" ها در ایران در کنار زنان، همه ابزارهایی جنسی هستند که در اختیار "مرد" قرار دارند و نه تنها از داشتن اختیار و حقوق، که از داشتن "هویت" مستقل نیز "محروم" هستند. تمامی این ابزار جنسی مذکر در یک طبقه قرار می گیرند در حالی که ممکن است گروهی از آنان هم جنس گرا، گروهی دگرجنس گونه و گروهی تنها کارگر جنسی باشند. "ننگ" نیز همیشه بر پیشانی همین گروه است، چرا که از امتیاز "مردانگی" (که امتیازی مبتنی بر عمل فیزیکی جنسی و رفتارهای ظاهریست) بی بهره اند. امتیازات "مرد" در اجتماع از آن جایی که در هنگام عمل جنسی در موقعیت فاعل قرار می گیرد و خود را در لایه ای از رفتارهای "مردانه" پوشانده است، عملاً دست نخورده می ماند چرا که در جامعه ی مطلقاً پدر سالار این کشورها کافیست "مردانگی" دست نخورده بماند، در این صورت بزرگ ترین مشکلی که ممکن است پیش بیاید این است که فرد در میان گروهی به عنوان "مرد هوس باز" مشهور شود، که آن هم اهمیت چندانی ندارد.

البته این مشکل هنوز هم دیده می شود. در تحقیق "بری آدامز و تاریک برکت" از دانشگاه های "تورنتو" و "ویندزور" در کانادا، در صد بالایی از مردان ترکی که به گفته ی خود در روابط جنسی هم جنس گرایانه مشارکت دارند، خود را همجنس گرا (gay) نمی نامند بلکه خود را مردان "معمولی" می شمارند که در این مقطع زمانی ترجیه می دهند با پسرها رابطه داشته باشند! وتقریبا اکثر این افراد نیز مایلند که حتی به قیمت گفتگو کردن درباره ی خصوصی ترین روابط خود، به مخاطب بفهمانند که فاعل رابطه یا به قول خودشان "اکتیف" هستند. حال، تصمیم این که چند نفرشان راست می گویند با خود شماست.

در ترکیه مفهوم همجنس گرا در قالب کلماتی مانند "gay" یا "homosexual" همچنان محدود به قشر جوان شهری تحصیل کرده است. خلاصه ی کلام این که در ترکیه داشتن رابطه ی همجنس گرایانه لزوماً برچسب جنسی خاصی را به همراه نمی آورد، حتی اگر این روابط طولانی مدت و متعدد باشند.

این نکته شاید در نگاه نخست امتیاز به نظر بیاید ولی در کل به هیچ عنوان به نفع جامعه ی همجنس گرایان ترکیه نمی تواند باشد زیرا این عامل بیش از پیش در اختیار تفکری قرار می گیرد که همجنس گرایی را نه به عنوان یک "هویت محتوم" که به عنوان یک "انتخاب فردی" می نگرد. انتخابی دانستن همجنس گرایی نه تنها در سطح فردی مخرب است (منجر شدن به ازدواج همجنس گرایان با غیر همجنس خود که بسیار دیده شده است و نتایج آن همواره قابل پیش بینی است و...) که در بعد اجتماعی نیز توجیه "طبیعی" بودن همجنس گرایی و در نتیجه تلاش برای در نظر گرفتن حقوق برابر برای همجنس گرایان (مانند ازدواج و...) را دشوار تر از آن چه هست، خواهد کرد.

 

نقطه ی صفر

به نظر می رسد که ترکیه از منظر ارتباط غرب گرایی و بنیادگرایی اسلامی با تمامی نقاط دیگر دنیا متفاوت باشد. ملتی که خود را جداً اروپایی می داند ولی در مورد اسلام نیز بسیار پایبند است. ترک ها نسبت به ایرانیان به شدت مذهبی ترند. امروزه زیادند ایرانیانی که مسلمان بودن خود را تنها نتیجه ی مسلمان بودن پدر و مادر خود می دانند و شمار کسانی که خود را تنها خدا پرست می دانند و پایبندی چندانی به بعد اسلامی زندگی معنوی خود نداراند با سرعتی نجومی رو به رشد است. حتما برایتان جالب است که بدانید در این کشور پاسخ به این سوال که "آیا شما مسلمان هستید" چیزی نیست جز "الحمد لالله"!

حساسیت شدیدی که روشن فکری ایرانی در برابر دین دارد در ترکیه دیده نمی شود. حتی مدل مخالفت گروه های "کمالیست" با اسلام با مخالفان اسلام درکشورهایی مانند ایران و لبنان فاصله دارد. و ملت ترکیه دولت "عدالت و توسعه" (AKP) را با علم به اسلامی بودن آن انتخاب کرده اند. شخصا افرادی را دیده ام که تنها دلیل رای دادنشان به "عدالت و توسعه"، "مسلمان" بودن آنهاست. در عین حال فراموش نکنیم که رقبای این حزب نیز خود مسلمانند ولی میزان مسلمان بودنشان از نظر رای دهندگان کافی نبوده است.

اگر اطلاعات فوق را در کنار آمار تکان دهنده ی قتل های ناموسی، نفرت آشکار از ارامنه، محدودیت های جدی جنسی، افزایش روز افزون استفاده از حجاب اسلامی، فشار از پایین برای افزودن دوباره ی اسلام به کالبد سیاسی کشور قرار دهید، و مانند من در استفاده ی درست سیاسی از کلمات ضعف داشته باشید ممکن است اکثریت ملت ترک را همان ملت عثمانی بدانید که تنها "دیور" یا "شنل" به تن کرده اند.

ترکیه در نقطه ی صفر برخورد شرق و غرب قرار گرفته است. از سویی رویای پیوستن به اتحادیه ی اروپا خوابش را آشفته می کند از سویی همچنان درگیر ایدئولوژی زیر خاکستر است. از سویی برای نجات خود از کسر بودجه و مشکلات بی شمار دیگر نیازمند آمریکاست و به شدت الگو برداری نیز می کند، از سوی دیگر میدان "تکسیم" استانبول دائما شاهد تظاهرات ضد نیروهای آمریکایی در ترکیه است و احساسات ضد امپریالستی زیر پوست کشور می جوشد. از یک سو انتخابان "آزاد" دارد و داشتن رئیس دولت زن (آنسو چیلر) را تجربه کرده است و از سویی به شکلی باور نکردنی فضایی امنیتی دارد.

همین خصوصیت در این کشور است که تمامی حرکات اجتماعی و حقوق بشری را تحت تاثیر قرار می دهد. یکی از جنبش های مدنی که بارها زیر سایه ی تحرکات سیاسی ترکیه قرار گرفته است، جنبش حقوق بشر دگرباشان این کشور است. 

 

ادامه دارد... 

 

مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید.