Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net

سال دوم | شماره ی موزدهم | ژوئن 2010 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا

   Share on Facebook

آزادی بیان و مقدسات

حمید، یک همجنسگرای افغانی

 

آیا در قبال روشنگری افکار مردم احساس مسؤلیت باید کرد؟

 

این سؤالیست که جوابش را ملا نصرالدین می دهد. همان ملا نصرالدینی که این مردم نامش را به مسخره ابدی تبدیل کرده اند.

روزی ملا نصرالدین مردم را فرا می خواند که برایشان سخنرانی کند. وقتی که مردم جمع می شوند، ازشان می پرسد:

"هی مردم! آیا می فهمید یا نمی فهمید؟"

مردم می گویند: "نه، نمی فهمیم."

ملا نصرالدین می گوید: "شما که نمی فهمید، پس خدا شما را بفهماند!"

روز دیگر دوباره مردم را فرا می خواند که برایشان سخنرانی کند. این بار که مردم جمع می شوند، باز هم ازشان می پرسد:

"هی مردم! می فهمید یا نمی فهمید؟"

این بار مردم می گویند: "بلی، می فهمیم."

ملا نصرالدین می گوید: "شما که خودتان می فهمید، پس حاجت گفتن من نیست."

این است جواب ملا نصرالدین برای مردمانی که نمی فهمند! بلی: کسی که قرار است بفهمد بی آنکه کسی برایش بگوید، خودش از همان اول جوانیش شروع می کند به جستجوی و تحقیق تا راه حقیقت را دریابد، اما کسی که قرار است مثل گوسفند در راه گله اجدادیش برود، حتی خدا هم نمی تواند که بفهماندش. خلاصه اینکه کسی که می فهمد خودش می فهمد و کسی که نمی فهمد هرگز نخواهد فهمید. پس احساس مسؤلیت در قبال روشنگری افکار مردم برای چی؟ برای اینکه تر و خشک با هم نسوزد؟ بگذار هزار سال که سوخته ای هزار سال دیگر هم بسوزی! بگذار که تمام دنیا بگویند عجب مردمان گوسفندی و بی منطقی! خدا را شکر که ما خودمان مسلمان هستیم و در خانواده مسلمان به دنیا آمده ایم! آنهایی که در خانواده غیر مسلمان به دنیا آمده اند، چرا مسلمان نمی شوند؟ چرا مثل گوسفند بدون فکر راه جد شان را می روند؟ جد شان که اشتباه کرد، آیا حتماً خودشان هم باید اشتباه بکنند؟ گاو را که پرستید، گاو را بپرستند؟ بتهـ را که پرستید، بتهـ را بپرستند؟ نقاشی روی دیوار را که پرستید، نقاشی روی دیوار را بپرستند؟ تصویر خیالی را که پرستید، تصویر خیالی را بپرستند؟ و آفریده ذهنی را پرستید، آفریده ذهنی را بپرستند؟ بلی البته که، ما اصلاً حق نداریم که در این مورد حرف بزنیم. چون هر کس می تواند که برای دلخوشی خودش خدایی داشته باشد و آنرا بپرستد. اما افسوس بر این که اگر جد شان به دم گاو بسته بود، به دم گاو بسته هستند! اگر در بند پیر و طریقت بسته بود، در بند پیر و طریقت بسته هستند! اگر به موی مبارک بسته بود، به موی مبارک بسته هستند! و اگر به یال اسب بسته بود، به یال اسب بسته هستند! عجیب اینکه اگر جد شان رنگ شاه توت را به پیشانیش زد، رنگ شاه توت را به پیشانی شان می زنند! اگر سنگ کربلا را به سرش زد، سنگ کربلا را به سرشان می زنند! اگر با قمه به سرش زد، با قمه به سر شان می زنند! و اگر کلاه پیامبری به سرش گذاشت، کلاه پیامبری به سر شان می گذارند! عجیب تر از آن عجایبی هستند که هر کدام از دیگری عجیب تر! اگر جد شان در دریای گنگا طهارت گرفت، در دریای گنگا طهارت می گیرند! اگر با خاک کربلا تیمم زد، با خاک کربلا تیمم می زنند! اگر با آب زمزم استنجا گرفت، با آب زمزم استنجا می گیرند! و اگر با کلوخ قبرستان معقدش را پاک کرد، با کلوخ قبرستان معقد شان را پاک می کنند!

 

"الگوسفندَ من سلیم الگوسفندینَ فی الشاخی هی و لگدمالی هی"

 

زنده باد گوسفند و جهاد در راه گله!

 

مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید.