|
Neda, Iranian Queer Magazine - info@nedamagazine.net |
سال دوم | شماره ی شانزدهم | مارچ 2010 | شناسنامه و تماس | آرشیو ن د ا |
![]() |
|
|
فراز و نشیب های جنبش سبز و سیاست های تبلیغاتی نظام برای تضعیف آن احمد رافت
در سیستم های غیر دمکراتیک و دیکتاتوری، سرکوب یکی از ایزارهای اصلی مقابله با هرگونه جنبش آزادی خواهانه و بطور کلی هر حرکتی خواهان تغییر باشد است. در این چنین روندی مبارزه با حکومت خواه نا خواه دارای فراز و نشیب هائي است که رابطه مستقیم با شدت سرکوب دارند. زمانی که جنبشی به دلیل سرکوب در مرحله نشیب قرار دارد، باید از فرصت برای تحلیل و بازنگری در سیاست ها و عملکردها استفاده کند این تحلیل ها و بازنگری ها نباید به هیچ وجه عقب نشینی و یا ضعف به حساب آیند. تحلیل و شناسائی دلایل نشیب یک جنبش می تواند و باید به قدرتمند شدن جنبش و کاهش ضریب آسیب پذیری آن کمک کند. بررسی آنچه ۲۲ بهمن در خیابان های تهران و دیگر شهر های ایران اتفاق افتاد، و یا اتفاق نیافتاد، می تواند در آینده جنبش سبز تاثیر مثیت داشته باشد. جنبشی که ۲۳ خرداد در پیامد انتخابات ریاست جمهوری پای گرفت از همان ابتدا چند خصوصیت داشت که این حرکت را ازحرکت های مشابه در گذشته متمایز می سازد. یکی از این ویژه گی ها انتخاب شبوه های مبارزه بدون خشونت برای دست یابی به دمکراسی و جامعه ای استوار بر قانون است. کلیه شعارهای این حرکت از «رای من کجاست» تا «خامنه ای قاتله، ولایتش باطله» در چارچوب همین گزینه راهبردی قرار دارند. رژیم که با توجه به غیر خشن بودن حرکت سبز نمی توانست بیش از حد از حربه سرکوب استفاده کند، مجبور شد راهبردهای جدیدی را بکار گیرد که تفرقه افکنی و تلاش برای دسته بندی عقیدتی در جنبش سبز یکی از این سیاست ها است. تقسیم جنبش دمکراتیک به دوگروه، اولین اقدام حکومت برای ایجاد دودستگی و تفرقه بوده است. تقسیم اجزای جنبش به ساختار شکنان و کسانیکه مخالف ساختار شکنی هستند، و در مقابل هم قرار دادن آنها، از جمله ترفند های تبلیغاتی حکومت است. اين گروه بندی غیر واقعی که متاسفانه برخی از سبز ها هم نا آگاهانه، و شاید هم آگاهانه، از آن استفاده می کنند، زمانی ایرانیان را به برون مرزی و درون مرزی تقسیم می کند و زمانی نیز با عنوان های برانداز و اصلاح طلب سعی در ایجاد تفرقه دارد. اين جنگ روانی متاسفانه این توهم را در برخی ایجاد کرده است که جنبش سبز باید مرزبندی داشته باشد و اصلاح طلبان باید از نزدیکی با برانداران احتراز جویند، و یا ایرانیان درون مرز باید حساب خود را از ان هموطنانی که مجبور به ترک وطن شده اند و در خارج زندگی می کنند جدا کنند. دخول به این بازی از سوی هر فرد، جریان و یا گروهی باشد، تنها یک نتیجه می تواند می تواند داشته باشد و آنهم تضعیف جنبش و تقویت حکومت است. اگر اصلاح طلبی به معنای گام برداشتن در جهت دمکراسی و احترام به حقوق بشر و برقرای عدالت اجتماعی است، پس نمی توان انتظار داشت که در ساختار کنونی حکومت در ایران این چنین خواست هائی تحقق پبدا کنند. اگر اصلاح طلبی به معنای احترام به خواست و رای مردم است، چگونه می توان انتظار داشت در ساختاری که ولایت فقیه و شورای نگهبان حرف آخر را می زنند این اهداف به واقعیت تبدیل شوند. حکومت کنونی به وضوح نشان داده است که به هیچ وجه قصد احترام به حقوق بشر و حقوق شهروندی را ندارد و تا زمانی که ساختار ان تغییر پیدا نکند هیچ کدام از مطالبات مردم پاسخ مثبت نخواهند یافت. بنابراین هرگونه اصلاحی با ساختار شکنی می شود. اگر گروه بندی می تواند به مذاق برخی اصلاح طلبان خوش آید، تبلیغات حکومت در رد امکان پذیری تغییرات بدون خشونت و انچه انقلاب مخملی خوانده می شود می تواند بخش دیگری از جنبش را منحرف سازد و بدام رژیم بیاندازد. برخی از گروه های رادیکال در این روز ها بر لزوم کنار گزاردن روش های غیر خشن وارجحیت استفاده از خشونت برای براندازی تکیه دارند. مطرح ساختن این گونه مباحث در ارگان های تبلیغاتی رژیم با هدف ایجاد دودستگی و رخنه در جنبش مطرح می شود. مبارزه مسالمت آمیز و فراز و نشیب های آن سازش نیست، بلکه راهبردی مبارزاتی برای هر جنبش سیاسی پویا است. مبارزه علیه سیستمی غیر دمکراتیک تنها در خیابان ها انجام نمی پذیرد و بخشی از آن می تواند بر سر میز مذاکره و با گفتگو به پبش برده شود. هر مذاکره ای سازش نیست، مهم اهدافی است که مذاکره کنندگان در سر دارند. استفاده از خشونت می تواند در این مرحله لطمات بسیاری به جنبش آزادی خواهانه وارد سازد. یکی دیگر از حربه های حکومت در ایران، و بطور عام هر نظام غیر دمکراتیکی که در بحران بسر می برد، ایجاد یاس و نا امیدی در مردم و شکاک ساختن آنها به نتایج مبارزه است. دامن زدن به درگیری ها قومی برای ایجاد این توهم که در صورت تغییر نظام کشور می تواند دستخوش هرج و مرج و در نهایت فروپاشی شود، یکی از راهبردهای مورد استفاده نظام های دیکتاتوری است. ناسیونالیست های کور و یا نزدیک بین به راحتی می توانند در این مرحله بدام رژیم بیافتند و وارد این بازی خطرناک بشوند. دمکراسی بدون برسمیت شناختن حقوق کلیه ساکنین یک کشور امکان پذیر نیست، انچنانکه بدون دمکراسی اقوام و اقشار تشکیل دهنده یک کشور نمی توانند به حقوق مسلم خود دست یابند. در همین راستا جنبش سبز باید از هم اکنون گفتگو در مورد حقوق اقوام و قشرهای مختلف را در دستور کار قرار دهد تا رژیم خلع سلاح شود. هرگونه تاخیری در این رابطه تنها به نفع نظام حاکم خواهد بود. از سوی دیگر اقوام و اقشار مختلف نباید انتظار داشته باشند در یک چشم بهم زدن همه خواست های آنها برآورده شود. دمکراسی از پیش ساخته شده در هیچ سوپر مارکتی پیدا نمی شود و این ما هستیم که باید با قاطعیت و صبر چون یک پازل قطعات مختلف را بطور همگون در کنار هم قرار دهیم تا با تکمیل آنها به جامعه ای دمکراتیک که خواست های همگان را برآورد می کند دست یابیم. هیچ جنبشی به آسانی پیروز نشده است و بررسی مشکلات و جستجوی راه حل های مناسب برای ةنها تنها ضامن پیروزی یک حرکت دمکراتیک است. جنیش هائی که یک شبه راه صد ساله رفتند، هرگز قادر نشدند برای مدتی طولانی در قدرت باقی بمانند و قدرت را بسیار آسان از دست دادند.
|
|
مطالب ندا را همراه با اسم و آدرس ندا بازچاپ کنید. |